تبليغاتX
سبز ورزشی

سبز ورزشی

آیا "90" به 90 خواهد رسید؟

آیا "90" به 90 خواهد رسید؟

آیا عادل فردوسی‌پور که به عدالت و کوتاه نیامدنش در مقابل وزیر و وکیل معروف است، خواهد توانست برنامه پرهوادارش را به سال 1390 برساند؟ او که نیش انتقادهایش سال‌هاست به پوست کلفت مسئولین خورده، هر روز با شرایط سخت‌تری به کارش ادامه می‌دهد: یک بار می‌گویند خیابانی قرار است جایش را بگیرد و بار دیگر از تعطیلی برنامه سخن می‌رانند. حال به مخاطبان ثابت شده که عادل علاوه بر توانایی در اجرای برنامه، یک تهیه کننده درجه یک هم هست. در هنگامه تعطیلی لیگ وقتی برنامه 90 به بررسی موضوعی فوتبال کشور پرداخت، با نمایش چهره معتاد قهرمانان ملی چنان غوغایی به‌پا کرد که مهمانان برنامه‌اش با اشک استودیو را ترک کردند. پس از آن هم در برنامه‌ای دیگر انتقال تیم‌های تهرانی به شهرستان‌ها را ماهرانه زیر سوال برد. برنامه 90 که با دعوت جنجال‌برانگیز از صفایی فراهانی(که ممنوع التصویر بود) نشان داده بود وقتی لازم باشد، حتی خط قرمزها را زیرپا می‌گذارد، تنها برنامه ای است که آزادی در ان موج میزند.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 2:59  توسط م.م.ف.الف  | 

گفت‌و‌گوی با وحید سرلک جودوکار تیم ملی پناهنده شده به آلمان

یک ورزش‌کار حرفه‌ای مگر چقدر عمر حرفه‌ای‌اش است که بخواهد سیاسی‌بازی دیگران را برتابد…


این بخشی از اظهارات وحید سرلک است. عضو سابق تیم ملی جودوی ایران که به قول خودش وقتی قرار باشد که ورزش‌کار در برابر حریف آذربایجانی مصلحتی ببازد تا با حریف اسراییلی روبه‌رو نشود، دیگر چه امیدی به حضور سالم و بی‌حاشیه خود می‌تواند داشته باشد.

صحبت از وحید سرلک جودو کار موفق ایرانی است که از تابستان امسال پس از سفری که در اسفند ماه سال گذشته به آلمان داشت به طور رسمی تقاضای پناهندگی خود را به این کشور اعلام کرده است.

اگر چه مانند همیشه مسوولان ورزشی کشور ایران این نکته را تکذیب کردند اما خود سرلک در یک مصاحبه رسمی پناهندگی خود را اعلام کرد. او ضمن تایید خبر پناهندگی‌اش به آلمان گفت: «سال‌ها برای رسیدن به تیم ملی زحمت کشیدم، درآمد دیگری جز ورزش و تیم ملی نداشتم و زمانی که به نفر اول وزن خود در تیم ملی تبدیل شدم خیلی راحت زحمات من نادیده گرفته شد.»

او در همان مصاحبه اشاره می‌کند: «شاید این داستان تکراری باشد که من سال 2005 با وعده مسوولان فدراسیون و شخص امینی و برای جلوگیری از محرومیت فدراسیون جودو مصلحتی به نماینده آذربایجان باختم تا دور بعد به نماینده اسراییل برخورد نکنم چرا که اگر من با اسراییلی بازی نمی‌کردم فدراسیون محروم می‌شد. در همان مسابقه می‌توانستم به مدال برنز برسم ولی با این تدبیر موفق به این کار نشدم و وقتی هم به ایران برگشتم همه قول‌های خانه و ماشین  فراموش شد.»

در گفت‌و‌گوی امشب به سراغ وحید سرلک رفتم و از او خواستم از چرایی رفتنش بگوید. سرلک که تاکید داشت ورزش در ایران سیاسی است و ورزش‌کار باید تابع سیاست‌های غیر ورزشی قدرت باشد در این مصاحبه شرکت کرد.

این مصاحبه در حالی انجام شده است که در همین مدت مینا علی‌زاده قایق‌ران ایرانی نیز به آلمان و احسان رجبی دیگر جودو کار ایرانی به کشور آمریکا پناهنده شده است.

آقای سرلک شما یکی از جودو کارهای ایرانی بودید که چندی پیش به آلمان پناهنده شدید. برای ما توضیح دهید که دلیل پناهندگی شما به آلمان چه بود و چطور این کار انجام شد؟

من چهارده سال است که عضو تیم ملی ایران بوده و هستم اما یک سال است برای ایران مسابقه نمی‌دهم. هنوز هم در لیست رنکینگ آی جی اف جهان  در بالاترین رنکینگ (رتبه‌بندی) قرار دارم. به خاطر سیاست‌های غلط ایران و فدراسیون که بر ورزش حاکم شده من ایران را برای همیشه ترک کردم.

وقتی در مورد سیاستهای غلط صحبت میکنیم باید دلیل منطقی داشته باشیم که به ایران بر نگردیم. می‌توانید بگویید چه مشکلی وجود داشت؟

سیاست‌های غلط این است که من در سال 2005 در اوج جوانی وقتی در مسابقات جهانی مصر ماقبل فینال به حریف اسراییلی خوردم، به خاطر فشاری که فدراسیون و دولت جمهوری اسلامی روی من آورد مجبورم کردند که به حریف آذربایجانی ببازم که به حریف اسراییلی برخورد نکنم و از دور مسابقات ‌بدون هیچ چون و چرا حذف شوم. همه می‌دانند که ورزش‌کار حرفه‌ای باید زحمت زیادی بکشد تا در دنیا خود را مطرح کند. من شش سال تلاش کردم و در آن مسابقات به‌ترین نفرات را بردم و برای این‌که به اسراییل نخورم، حق مسلم من که مدال بود را از من گرفتند.

فردای آن روز هم در تمام روزنامه‌ها نوشتند که «وحید سرلک از مبارزه با اسراییل امتناع کرد» در صورتی که چنین چیزی نبود. این از نظر من به ورزش‌کار واقعن فشار می‌آورد. چرا یک ورزش‌کار نباید با یک حریف اسراییلی مبارزه کند؟ من ورزش‌کار حرفه‌ای هستم، سیاسی نیستم و به سیاست‌های مملکت خود کاری ندارم. این موضوع بیش‌تر روی من فشار آورد که بتوانم برای همیشه ایران را ترک کنم تا دفعه‌ی دیگر چنین مسئله‌ای برای من تکرار نشود. مگر من چند سال عمر ورزشی دارم که هر بار به حریف اسراییلی برخورد کنم و مسابقه ندهم.

اشاره کردید که شما را وادار کردند به حریف آذربایجانی ببازید. چه اعمال فشارهایی از سوی فدراسیون یا برنامه‌ریزان وجود دارد که می‌توانند شما را مجبور کنند ببازید یا مقابل حریف قرار نگیرید؟

چیزی که همان لحظه شما را تحریک می‌کند این است که زندگی ما ورزش‌کاران یک ورزش حرفه‌ای و ورزش کردن شبانه‌روزی است. وقتی به «آره» آن‌ها «نه» بگوییم، اولین کاری که می‌کنند این است که شما از زندگی ورزشی محروم می‌شوید. یعنی نه می‌توانید تمرین کنید و نه مسابقه دهید و در اصل شما را فلج می‌کنند. این خیلی سخت است.

دوم این‌که وقتی در مملت خودت به خانواده و ‌شخص خودت فشارهای دیگری هم وارد کنند و تهمت‌های دیگر هم بزنند خیلی سخت است.

وقتی شما مقابل حریف اسراییلی قرار نگیرید، آیا دولت جمهوری اسلامی باتوجه به این اعمال نظر از شما حمایت خاصی هم می‌کرد؟

در مورد من که چنین چیزی نبود. به من قول خانه و ماشین دادند اما وقتی به ایران برگشتم همه را فراموش کردند. رییس فدراسیون آن موقع سردار «درخشان» بود که من به او مراجعه کردم و گفتم شما عنوان کردید که «مدال تو برای ما طلا است و هرچه پاداش دهیم به تو هم می‌دهیم.» اما حتا کوچک‌ترین چیزی هم به من ندادند. پرونده‌ای هم برای من درست کردند که تو مخالف نظام هستی و مشکلات دیگری هم داری. حتا می‌خواستند من را محروم کنند که من پی‌گیر موضوع نشدم و گفتم به‌تر است به زندگی عادی ادامه دهم.

شما در فضاهای حرفه‌ای ورزش‌کاران حرفه‌ای بودید. آیا این‌گونه فشارها به صورت معمول در جامعه‌ی ورزش حرفه‌ای همیشه حاکم است؟ چه کسانی در مورد ورزش‌کاران تصمیم گیرنده هستند که آن‌ها به چه نحوی در مسابقات حاضر شوند؟

من خیلی واضح می‌خواهم از دنیای ورزش ایران به شما خبر دهم. می‌خواهم با صحبت‌هایم از کسانی که در ایران ورزش می‌کنند دفاع کنم. چهارده سال است که در تیم ملی ایران هستم. در این مدت همه چیز را با چشم خود می‌دیم و تحمل می‌کردم. در ورزش جودو چهارده سال است که سرمربی تیم ملی عوض نشده است. چه علتی وجود دارد؟ در ایران همه چیز در حد حرف است و عمل انجام نمی‌شود. اگر هم بخواهی زیاد صحبت کنی و سرت را از برف بیرون بیاوری، یا از ورزش تو را حذف می‌کنند، یا برای همیشه از تیم ملی تو را خط می‌زنند و یا باید در اردوها همه چیز را بدون حقوق تحمل کنی. اگر هم مدال گرفته باشی یا نه دست خودشان است و مهم نیست. تو نباید خیلی مسایل را بدانی و از آن‌ها خبر داشته باشی.

خبرهای زیادی را مبنی بر پناهنده شدن ورزش‌کاران حرفه‌ای ایران می‌شنویم. چندی پیش هم یک قایق‌ران ایرانی هم پناهنده شد. آیا فکر می‌کنید این فشارها باعث این پناهندگی شده و هیچ راه دیگری برای ادامه‌ی فعالیت ورزشی در ایرن برای ورزش‌کاران حرفه‌ای وجود ندارد؟

تنها چیزی که می‌تواند یک کشور را در دنیا به همه بشناساند ورزش حرفه‌ای است. وقتی یک ورزش‌کار حرفه‌ای صاحب مدال می‌شود، پرچم آن کشور بالا می‌رود و تمام دنیا به احترام آن می‌ایستند. شاید کاری که یک ورزش‌کار می‌کند را رییس جهوری یک کشور نتواند انجام دهد. ببینید مملکت ما به کجا رسیده که ورزش‌کاران آن به کشورهای دیگر فرار می‌کنند، پناهنده می‌شوند، ملیت کشور دیگر را می‌پذیرند و برای آن مسابقه می‌دهند. همه ما وطن و ایرانمان را دوست داریم اما به خاطر سیاست‌های غلط کشورمان، کسانی مانند من و قایق‌رانان پناهنده شدند. کسانی مانند «احسان رجبی» که به آمریکا رفت و من در جریان کارهای او هستم. او عضو ثابت تیم ملی در وزن 100 گرم بود و به مسابقات آسیایی هم نبردند. فقط به خاط این‌که به قول خودشان در روزنامه‌های ایرن بلبل زبانی کرد، او را به راحتی خط زدند. رییس فدراسیون ما در خبرگزاری‌های ایران اعلام کرده است که «وحید سرلک» و «احسان رجبی» اصلن در تیم ملی نبودند. برای آن‌ها اصلن مهم نیست که چهره‌هایی مانند ما از ایران برویم.

می‌توانند فشارها را از روی ورزش‌کاران و خانواده‌های آن‌ها بردارند و بگذارند ورزش با سیاست جدا باشد. وقتی من ورزش‌کار را با زور برای راه‌پیمایی 22 بهمن می‌برند و می‌گویند اگر نیایید از تیم ملی تو را خط می‌زنیم و از سفر جا می‌مانید، یعنی چه؟ در کجای دنیا چنین چیزی برای کدام ورزش‌کار است؟ این جای سوال دارد.

من خبر دارم شما در اردوی تیم ملی کشور آلمان حاضر شدید. چطور جذب تیم ملی آلمان شدید؟

من هنوز عضو تیم ملی آلمان نشدم. ‌با شناختی که بر روی من داشتند و با تمرین‌هایی که کردم، متوجه شدند که قابلیت‌هایی که از یک ورزش‌کار می‌خواهند را دارم. مشتاقانه از من پذیرایی و من را به تیم‌هایشان دعوت کردند. همه جور امکاناتی را در اختیار من گذاشتند که حتا کشورم برای من این کارها را نمی‌کرد. من برای این‌ها غریبه و خارجی هستم اما امکاناتی که در اختیار من گذاشتند و محبت‌هایی که به عنوان ورزش‌کار حرفه‌ای در حق من کردند، هیچ موقع کشورم این کارها را برای من انجام نداد. ببینید چقدر در این چهارده سال اذیت شدم که اکنون آرزو می‌کنم پرچم آلمان را در دنیا به دست بگیرم و در سکو بایستم. اولین آرزوی من هم این است که با ایران مسابقه دهم. دومین آرزویم این است که روزی با اسراییل مسابقه دهم و بدون هیچ استرسی پایم را ‌دور از هر گونه سیاست روی تشک بگذارم.

چند وقت پیش برای مسابقات جهانی سرمربی تیم ملی به من زنگ زد و گفت: «تو باید به ایران برگردی برای انتخابی.» گفتم چه دلیلی دارد برگردم؟ فقط به خاطر این‌که پاسپورتم را بگیرند و هزاران بلا بر سر من بیاورند. گفتند: «تو در آن‌جا پناهنده شده‌ای.» گفتم به شما ربطی ندارد. بگذارید من زندگی کنم. من را  تا الان تهدید کرده‌اند. حتا شما به من زنگ زدید تعجب کردم و با خودم گفتم نکند از سفارت باشد. این‌قدر روی من فشار آوردند.

http://radiokoocheh.com/article/75041

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 3:13  توسط م.م.ف.الف  | 

وحید سرلک، ملی پوش جودوی ایران از اعلام پناهندگی خود به آلمان خبر داد

در حالی که مسئولان ورزش جمهوری اسلامی اصرار بر حضور وحید سرلک، عضو تیم ملی جودوی ایران در کشور و شرکت وی در رقابتهای انتخابی را داشتند، این ورزشکار ملی پوش که در سفری ورزشی در آلمان به سر می برد، از بازگشت به ایران خودداری کرد و ضمن اعلام پناهندگی خود به کشور آلمان، از پناهندگی احسان رجبی، دیگر ملی پوش سنگین وزن جودوی ایران به آمریکا خبر داد.


طی ماههای اخیر، مسئولان انتصابیِ ورزش کشور اعلام کرده بودند "وحید سرلک مثل يک سرباز، هميشه در خدمت تيم ملی است و هرگاه به او نياز داشته باشيم به ايران خواهد آمد."


این ورزشکار ملی پوش، که در مسابقات سال گذشتۀ جهانی، به دستور مقامات دولت و جهت جلوگیری از محرومیت فدراسیون جودو، مجبور به باخت مصلحتی در یکی از مسابقات (جهت عدم مواجهه با ورزشکار اسراییلی) شده بود، ضمن تایید اعلام پناهندگیِ خود، خاطرنشان کرد "از سياست های غلط خسته شدم و ديگر به ايران بازنخواهم گشت. درخواست پناهندگی خود را داده ام از اين پس برای تيم ملی آلمان بازی خواهم کرد. من يک ايرانی هستم و به ايرانی بودن خود افتخار می کنم، ولی آلمان مرا برای خودم می خواهد نه چاپلوسی."


به گزارش مهر، وحيد سرلک، عضو تيم ملی جودو ایران با تایید خبر پناهندگی اش به آلمان گفت: "احسان رجبی ملی پوش سنگين وزن جودو نيز همين وضعيت را دارد و به زودی برای تيم ملی آمريکا مبارزه خواهد کرد."


وحيد سرلک، ملی پوش سبک وزن جودوی ايران، در مسابقات جهانی ۲۰۰۹ هلند که همه اعضای تيم ايران از دور مسابقات حذف شدند، رتبه پنجم را نصيب خود کرد تا موفق ترين عضو تيم باشد.


در تعطيلات نوروزی سال ۱۳۸۹، فدراسيون جودو اعلام کرد با توجه به نمايش عالی سرلک در هلند، او با انعقاد قرارداد به باشگاه المپيک روتردام پيوسته است. در آن مقطع گفته شد که سرلک به اتفاق ون تيچلت قهرمان بلژيکی جهان، اين تيم را در فصل جاری يوروليگ همراهی خواهند کرد.


سرلک مدتی بعد به ايران برگشت تا مجدداً برای حضور در ليگ هلند، به اين کشور برگردد اما اين بار، رواديد هلند برای او صادر نشد. مدتی بعد، سرلک به آلمان رفت. اما اين بار، ديگر بازگشتی در کار نبود.


گفتنی است در حالی که فدراسيون جودوی ایران اعلام کرده بود "او مثل يک سرباز، هميشه در خدمت تيم ملی است و هرگاه به او نياز داشته باشيم به ايران خواهد آمد"، وی ارديبهشت ماه سال جاری، مسابقات گزينشی المپيک در تونس برگزار می شد به ايران نيامد و در ماه خرداد نیز، برای مسابقات گزينشی المپيک در اسپانيا از او دعوت شد اما وی باز هم از بازگشت به ايران خود داری کرد. سرلک تيرماه در مسابقات جايزه بزرگ روسيه نيز اين جودوکا، دعوت مربيان تيم ملی را بدون پاسخ گذاشت. و در نهایت شهريورماه نيز در اردوی تيم ملی در فرانسه و سپس مسابقات جهانی در توکيو، باز هم جای خالی سرلک در تيم ملی محسوس بود.


این در حالی بود که در پی هر غيبت این جودوکار ایرانی، فدراسيون اعلام می کرد او در مسابقات بعدی به ايران برمی گردد و تيم ملی را همراهی می کند.


رییس فدراسيون نيز تاکيد کرد که در بازی های آسيايی گوانگجو، سرلک عضو تيم همواره ناموفق جودوی ايران خواهد بود. اما در گوانگجو نيز سرلک حاضر نبود تا از ناکامی های جودوی ايران بکاهد.


سرلک طی گفتگویی با خبرگزاری مهر گفته است "سال ۲۰۰۵ با وعده مسئولان فدراسيون، برای جلوگيری از محروميت فدراسيون جودو، مصلحتی باختم تا دور بعد به نماينده اسرائيل برخورد نکنم. چرا که اگر من با اسرائيلی بازی نمی کردم فدراسيون محروم می شد. در حالی که می توانستم به مدال برنز برسم. اما وقتی به ايران برگشتم همه قول های خانه و ماشين فراموش شد."


سرلک در ادامه گفته است: "زمانی که تیم ملی جودو نتیجه می گرفت نمی دانم چه اتفاقی می افتاد که فقط وضع مالی رئیس فدراسیون و سرمربی تیم بهتر می شد! ما چند ماه به چند ماه حقوق نمی گرفتیم ولی سرمربی تیم ملی ماشین مدل بالا و جدید می خرید، اینکه کسی از ما به عنوان بازیکنان تیم ملی سئوال نمی کرد که دردتان چیست خود نیز بحث دیگری است."


این ملی پوش گفت: "مشکلات یکی دو تا نیست...من را تحت فشار قراردادند که بیایم ایران و در رقابتهای انتخابی شرکت کنم. ...از سیاست های غلط فدراسیون خسته شدم و دیگر به ایران بازنخواهم گشت. درخواست پناهندگی خود را داده ام از این پس برای تیم ملی آلمان بازی خواهم کرد. یک ایرانی هستم و به ایرانی بودن خود افتخار می کنم ولی می خواهم آینده ورزشی خود را با تیم ملی آلمان که فقط مرا برای خودم می خواهد نه چاپلوسی، مبارزه کنم. احسان رجبی هم که به آمریکا رفته همین وضعیت را دارد و بزودی برای تیم ملی آمریکا مبارزه خواهد کرد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 10:33  توسط م.م.ف.الف  | 

برانکو برگرد...

برانکو برگرد...از اون روزي که تو رفتي(یا به زور اخراجت کردند)فوتبال ايران روي خوش نديد نميدونم نفرينهاي تو بود يا نفرينهاي دادکان يا نفرينهاي هر کس ديگري...نميدونم باور کن نميدونم...از اون روزي که تو رفتي بازيکنان ما افول داشتن که صعود نداشتن...وقتي تو بودي 4 بازيکن در آلمان داشتيم الآن چند بازيکن تو آلمان هستند زمان تو چندين و چند لژيونر(=بازيکني که خارج از کشورش زندگي ميکند)سرشناس داشتيم که براي باشگاهاشون يکي از بهترينها بودن...برانکو برگرد...تو براي ما عزيزي تو بهتريني...تو در نظرسنجيهاي برنامه محبوب 90 بهترين مربي پس از انقلاب شکوهمند اسلامي شدي...برانکو,پروفسور برگرد خواهش ميکنم برگرد يادم نميرود زماني که در بازيهاي آسيايي وقتي علي دايي پدرش را از دست داد و رفت به وطنش کمتر کسي فکر ميکرد تو قهرمان بيايي اما آمدي قهرمان آمدي...يکي از ورزشکاران يا روئساي کره جنوبي در آن زمان ميگفت دوست داشتيم همه مدالهايمان را ميداديم طلاي فوتبال ايران را ميگرفتيم...جواد خياباني گزارشگر محبوب سيما هم گفت خب پس ميداديم و دهها مدال طلاي کره را ميگرفتيم!برانکو برگرد التماس ميکنم برگرد...الآن ميبينم که در چين تيم تحت مديريتت در حال قهرمان شدن است...برانکو تو براي ما عزيز هستي...برانکو يادم نميرود در جام ملتهاي آسيا چگونه و با چه اقتداري کره جنوبي تيمي که چهارم جام جهاني شده بود را 4 بر 3 له کردي و محکم پا به مرحله نيمه نهايي گذاشتي و اگر ناداوري داور سوريه اي با یوآنهای چيني نبودند تو در جام ملتها هم قهرمان مي آمدي...برانکو برگرد...برانکو يادم نميرود که چه طور در مقدماتي جام جهاني 2006 آلمان(qualification)چگونه و با چه قدرتي ايران را براي سومين بار و اين بار بدون دردسر به جام جهاني فرستادي...برانکو يادم نميرود که در حال نزديک شدن به جام جهانی روحيه ت را خراب ميکردند که بايد برانکو تغيير کند...برانکو يادم نميرود اختلافات محمد علي آبادي و دادکان روحيه تيم را پايين آورده بود برانکو يادم نميرود که در تيم ملي عده اي به رهبري دايي و عده اي به رهبري کريمي مقابل هم ايستادند و اين تيم بيشتر از آنکه از حريفان ضربه بخورد از خودي ها ضربه خورد...برانکو تو براي ما عزيزي و با اين نتايج ضعيفي که تیم ملی ما میگیرد و به اردن و بحرين ميبازد عزت تو براي ما بيشتر شده...برانکو زمان تو ايران از آلمان 2 بر صفر باخت اما در اين زمان ايران از بحرين 4 بر 2 ميبازد يا از کره 4 گل ميخورد در حالي که زمان تو 4 گل ميزد...برانکو برگرد و مارا نجات بده...برانکو تيمهاي ملي فوتبال ما در کمتر از 2 ماه هرسه شان حذف شدند از نوجوانان جوانان و اميد...حالا نوبت تيم ملي هست که اکثر کارشناسان عدم نتيجه گيري اين تيم را جدي تلقي ميکنند...برانکو ايوانکوويچ عزيز خدا يار و نگهدارت...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 9:20  توسط م.م.ف.الف  | 

با ميزبان شدن قطر در جام جهاني نام زيباي خليج فارس به نام خليج عربي تغيير خواهد کرد.

با ميزبان شدن قطر در جام جهاني نام زيباي خليج فارس به نام خليج عربي تغيير خواهد کرد.

همه ميدونيم که هر 2 سال يک بار بازهاي فوتبال کشورهاي عرب
حاشيه خليج فارس برگزار ميشه با نام بازيهاي خليج عربي به انگليسي  ميشه Arabian Gulf Cup of Nations...يا به عربي ميشه کأس الخليج العربي
براي اين بازيها انواع و اقسام تبليغات ميشه به تيم قهرمان يادم مياد 4 ميليون دلار(4 ميليار تومان و اندي)ميدادن...رئيس فيفا رئيس نميدونم يوفا رئيس اي اف سي هم ميان زير لوگو خليج نا مشروع عربي هم عکس يادگاري ميندازن داور برتر استراليايي(برترین داور آسیا) فينال رو قضاوت ميکرد حسابي خلاصه خرج ميکنن براي نام عربي براي خليج فارس(اون زمان در اوج جنگ غزه با اسرائیل غاصب بود)...حالا اين بازيها براي 8 تا دونه کشور برگزار ميشه حالا مقايسه کنيد با جام جهاني فوتبال که براي 32 تا تيم تبليغات بسيار بسيار زياد فيلمبرداري شبکه های رادیویی ماهواره ای تلویزیونی جراید مطبوعات رسانه های نوشتاری شنیداری گفتاری دیدنی تيزر لوگو بروشور تجارت و....وآآآآآآآ از همه کشورهاي جهان هم گزارشگر و خبرنگار و... مياد... جام جهاني جزو 2 رويداد برتر ورزشي جهان هست بعد از المپيک...تبليغات قطر براي جا انداختن خليج عربي در اذهان نا آگاه جامعه غير ايراني به شدت مقتدرانه خواهد بود و کمر نام خليج فارس را خواهد شکست.

همه ميدونيم اگر جنگ نميشد و اتفاقات دیگری که نمیخوام بگم نمیفتاد ايران ميزبان المپيک 1988 و احتمالا جام جهاني 90 ميشد اما اين صدام ملعون نگذاشت...صدام خدا لعنتت کند.حالا نه تنها ایران میزبان این دو رویداد نشده و بعید میدونم تا صد سال دیگه هم بشه حالا نه فقط میزبان نشدیم که نام خلیجمون رو هم دارن ازمون میگیرن.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 2:46  توسط م.م.ف.الف  | 

نتیجه کامل رده بندی مسابقات بازی های آسیایی گوانگژو-چین-2010

رنک کشور طلا نقره برنز مجموع
1 چین 199 119 98 416
2  کره جنوبی 76 65 91 232
3 ژاپن 48 74 94 216
4 ایران 20 14 25 59
5 قزٌاقستان 18 23 38 79
6 هند 14 17 33 64
7 چین تایپه(تایوان) 13 16 38 67
8 ازبکستان 11 22 23 56
9 تایلند 11 9 32 52
10 مالزی 9 18 14 41
11 هنگ کنگ 8 15 17 40
12 کره شمالی 6 10 20 36
13 عربستان سعودی 5 3 5 13
14 بحرین 5 0 4 9
15 اندونزی 4 9 13 26
16 سنگاپور 4 7 6 17
17 کویت 4 6 1 11
18 قطر 4 5 6 15
19 فیلیپین 3 4 9 16
20 پاکستان 3 2 3 8
21 مغولستان 2 5 9 16
22 میانمار(برمه) 2 5 3 10
23 اردن 2 2 2 6
24 ویتنام 1 17 15 33
25 قرقیزستان 1 2 2 5
26 ماکائو 1 1 4 6
27 بنگلادش 1 1 1 3
28 تاجیکستان 1 0 3 4
29 سوریه 1 0 1 2
30 امارات متحده عربی 0 4 1 5
31 افغانستان 0 2 1 3
32 عراق 0 1 2 3
32 لبنان 0 1 2 3
34 لائوس 0 0 2 2
35 نپال 0 0 1 1
35 عمٌان 0 0 1 1
مجموع 477 479 621 1577
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 4:15  توسط م.م.ف.الف  | 

پايان بازی‌های آسيايی ۲۰۱۰ برای ورزش ايران

در فاصله يک روز تا پايان شانزدهمين دوره بازی‌های آسيايی ۲۰۱۰ گوانجو، با شکست تيم‌های ملی هندبال، واليبال و کبدی در فينال و کسب سه مدال نقره تيمی، اين رقابت‌ها برای کاروان ورزش ايران به پايان رسيد.

ايران در حال حاضر با ۲۰ طلا، ۱۴ نقره و ۲۵ برنز در رده چهارم جدول رده‌بندی مدال‌ها قرار گرفته است.

از حيث تعداد مدال، اين نتيجه بعد از انقلاب اسلامی ايران بی‌سابقه بوده است اما رده چهارم ايران، در بازی‌های آسيايی ۱۹۸۶ سئول و در اوج جنگ بين ايران و عراق نيز تکرار شده بود.

بهترين نتيجه ورزش ايران در تاريخ بازی‌های آسيايی مربوط می‌شود به سال ۱۹۷۴ و بازی‌های آسيايی تهران که کاروان ورزش ايران با ۳۶ مدال طلا، ۲۸ نقره و ۱۷ برنز بالاتر از چين و کره جنوبی در رده دوم قرار گرفت.

اين در حالی است که آن مسابقات فقط در ۱۶ رشته ورزشی برگزار شد، در حالی که بازی‌های ۲۰۱۰ گوانگجو در ۴۲ رشته ورزشی به انجام می‌رسد.

اين رقابت‌ها فردا با برگزاری دوی ماراتن زنان و مردان، فينال سپک ‌تاکرای زنان و مردان، فينال و رده‌بندی واليبال زنان و سپس برگزاری مراسم اختتاميه به پايان می‌‌رسد.

چين در حال حاضر با ۱۹۷ مدال طلا، اميدوار است از شش مدال طلايی که فردا توزيع خواهد شد، دست کم سه طلا را نصيب خود کند و ۲۰۰ طلايی شود.

ميزبان بازی‌های آسيايی امروز چهارصد و دوازدهمين مدالش را گرفت و از مرز ۴۰۰ مدال عبور کرد.

کره جنوبی با ۷۵ مدال طلا در رده دوم قرار دارد. ژاپن نيز با ۴۸ مدال طلا در رده سوم ايستاده است. نکته جالب اينجاست که تعداد مدال‌های برنز ژاپن در رده سوم، بسيار بيشتر از مجموع مدال‌های سه رنگ ايران در رده چهارم است.

روز  جمعه واليبال ايران ۳-۱ مغلوب ژاپن شد تا روی سکوی دوم بايستد. تيم هندبال ايران نيز در فينال با نتيجه ۳۲ – ۲۸ مقابل کره جنوبی شکست خورد تا نايب قهرمان شود.

در بسکتبال، ايران توانست انتقام شکست مرحله مقدماتی مقابل ژاپن را بگيرد و با برتری ۷۴ – ۶۶ به مدال برنز برسد. فهرست کامل مدال آوران ايران در اين دوره از رقابت ها به شرح زير است.

روز اول

تيراندازی دختران در تفنگ بادی تيمی ۱۰ متر مدال نقره
احسان پيغمبری در رشته تالو مدال برنز
محمدرضا رودکی در جودو مدال برنز

روز دوم

تيم اسپرينت دوچرخه سواری مدال برنز

روز سوم

مرتضی رضاييان در دسته ۶۹ کيلوگرم وزنه برداری مدال نقره
روز چهارم

محمدرضا رودکی در جودو مدال نقره

روز پنجم

حميدرضا قلی ‌‌پور در رشته ساندا مدال طلا
خديجه آزادپور در رشته ساندا مدال طلا
محسن محمد سيفی در رشته ساندا مدال طلا
عليرضا نصرآزادانی در تکواندو مدال طلا
يوسف کرمی در تکواندو مدال طلا
الهه احمدی در تيراندازی رشته تفنگ سه وضعيت ۵۰ متر مدال نقره
تيم تيراندازی زنان در رشته تفنگ سه وضعيت ۵۰ متر مدال برنز
سجاد عباسی در رشته ساندا مدال برنز
الهه منصوريان در رشته ساندا مدال برنز
سارا خوش‌جمال فکری در تکواندو مدال برنز
مهدی سهرابی در دوچرخه سواری مدال برنز

روز ششم

اصغر ابراهيمی در دسته ۹۴ کيلوگرم وزنه برداری مدال نقره
سوسن حاجی ‌پور در تکواندو مدال برنز
سمانه شش‌پری در تکواندو مدال برنز
فرزاد عبداللهی در تکواندو مدال برنز

روز هفتم

محسن شادی در در رشته روئينگ مدال طلا
محمد باقری معتمد در تکواندو مدال طلا
بهداد سليمی در دسته +۱۰۵ کيلوگرم وزنه‌برداری مدال طلا
راحله آسمانی در تکواندو مدال نقره
پريسا فرشيدی در تکواندو مدال نقره
تيم روئينگ زنان مدال برنز
سجاد انوشيروانی در دسته +۱۰۵ کيلوگرم وزنه‌برداری مدال برنز

روز هشتم

حسين عسگری در دوچرخه سواری جاده مدال برنز

روز نهم

سعيد عبدولی در ۶۶ کيلوگرم کشتی فرنگی مدال طلا
اميد نوروزی در ۶۰ کيلوگرم کشتی فرنگی مدال طلا
کاوه موسوی در پرتاب چکش مدال نقره

روز دهم

بابک قربانی در ۹۶ کيلوگرم کشتی فرنگی مدال طلا
طالب‌ نعمت‌پور در ۸۴ کيلوگرم کشتی فرنگی مدال طلا
فرشاد عليزاده در ۷۴ کيلوگرم کشتی فرنگی مدال برنز

روز يازدهم

سجاد مرادی در ماده ۱۵۰۰ متر دو وميدانی مدال نقره

روز دوازدهم

ذبيح‌الله پورشيب در کاراته مدال طلا
جمال ميرزايی در ۸۴ کيلوی کشتی آزاد مدال طلا
صادق گودرزی در ۷۴ کيلوگرم کشتی آزاد مدال طلا
احسان حدادی در پرتاب ديسک مدال طلا
مهدی تقوی در ۶۶کيلوگرم کشتی آزاد مدال نقره
علی مظاهری در بوکس مدال برنز
محمد ستارپور در بوکس مدال برنز
روح‌الله حسينی در بوکس مدال برنز
محمد صميمی در پرتاب ديسک مدال برنز

روز سيزدهم

احمدرضا طالبيان در قايقرانی مدال طلا
سجاد مرادی در دوی ۸۰۰ متر مدال طلا
رضا يزدانی در ۸۴ کيلوگرم کشتی آزاد مدال‌ طلا
شاهو ناصری در قايقرانی مدال نقره
کاياک ۴ نفره مردان مدال برنز
تيم کبدی دختران مدال برنز
فاطمه چالاکی در کاراته مدال برنز
فردين معصومی در ۱۲۰ کيلوگرم کشتی آزاد مدال برنز

روز چهاردهم

جاسم ويشگاهی در کاراته مدال طلا
تيم کبدی مردان مدال نقره
تيم هندبال مدال نقره
تيم واليبال مدال نقره
تيم بسکتبال مدال برنز
سميرا ملکی ‌پور در کاراته مدال برنز

http://www.radiofarda.com/content/f8-guangzhou/2231721.html

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 3:19  توسط م.م.ف.الف  | 

برزگر:فوتبال را تعطیل كنید تا 20 طلای دیگر بگیریم

این‌همه پول به فوتبالیست‌ها دادند؛ اما چه شد؟ آنها چه كار كردند. ببینید مربی این تیم چقدر گرفته و مربیان كشتی چقدر؟ وقتی به بازی‌های آسیایی و المپیك‌ها می‌رویم از همه رشته‌ها انتظار مدال داریم جز فوتبال. كشتی در گوانگجو هفت مدال طلا گرفت، اگر حمایت از آن بیشتر بود طلاهایش به 9 هم می‌رسید؛ اما همه رسیدگی‌ها شامل فوتبال می‌شود.

سرمربی سابق تیم ملی كشتی آزاد گفت: اگر این فوتبال مسخره و وارداتی را تعطیل كنید، 20 مدال طلای دیگر در سایر رشته‌ها كسب خواهیم كرد.

منصور برزگر در گفت‌وگو با فارس عنوان كرد: سازمان تربیت‌بدنی باید موفقیت‌های كشتی و سایر رشته‌ها را ببیند. باید درِ این فوتبال مسخره و وارداتی را بست تا 20 مدال طلای دیگر در باقی رشته‌ها بگیریم.

وی خاطرنشان ساخت: این‌همه پول به فوتبالیست‌ها دادند؛ اما چه شد؟ آنها چه كار كردند. ببینید مربی این تیم چقدر گرفته و مربیان كشتی چقدر؟ وقتی به بازی‌های آسیایی و المپیك‌ها می‌رویم از همه رشته‌ها انتظار مدال داریم جز فوتبال. كشتی در گوانگجو هفت مدال طلا گرفت، اگر حمایت از آن بیشتر بود طلاهایش به 9 هم می‌رسید؛ اما همه رسیدگی‌ها شامل فوتبال می‌شود.

قهرمان سابق جهان و مدیر فنی اسبق تیم ملی آزاد از مصاف رضا یزدانی و حریف ازبكش در فینال وزن 96 كیلوی بازی‌های آسیایی به عنوان گل كشتی‌ها یاد كرد و گفت:‌ یزدانی زیبا كشتی گرفت. مبارزه او واقعا گل كشتی‌های گوانگجو بود. امیدوارم او در مسابقات جهانی و المپیك هم طلا بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 2:54  توسط م.م.ف.الف  | 

داموس‌الملک و ماجرای سهم یک‌درصدی ورزش

 
داموس الملک سمت چپ
 
طبق مصوبه جدید مجلس شورای اسلامی، پرداخت هر گونه وجه از محل بودجه کل کشور به ورزش حرفه‌ای ممنوع شد.

پیش از این، بر اساس یکی از این الحاقیه‌ها به بند دوم قانون بودجه، دستگاه‌های اجرایی مکلف بودند یک درصد از اعتبارات خود را برای تربیت بدنی و ورزش هزینه کنند.

این مسئله منجر به واکنش مسئولان سازمان تربیت بدنی شد. حمید سجادی، معاون امور ورزش سازمان تربیت بدنی، در این باره به وب‌سایت خبری خبرآنلاین گفت: «مجلس به این نتیجه رسیده که نیاز به ورزش قهرمانی نیست و افتخارات کافی است. در حالی که با کوچک‌ترین ناکامی، نمایندگان مجلس از سازمان تربیت بدنی سوال می‌کنند، حالا معلوم نیست چرا باید یک درصد باید حذف شود.»

سیدجلال یحیی‌زاده، رئيس كميته تربيت‌بدنی و جوانان مجلس، نیز با اظهار نگرانی از حذف كامل بودجه ورزش حرفه‌ای در بررسی لايحه برنامه پنجم توسعه می‌گوید: «با اين كار هم ورزش حرفه‌ای و هم ورزش قهرمانی دچار آسيب خواهد شد.»

اما پرونده کمک‌هزینه یک درصدی از محل بودجه دستگاه‌های اجرایی به ورزش، پیش از مختومه شدن نیز منتقدانی داشت. به زعم آنها، این طرح از همان ابتدا محکوم به شکست بود.

هاشمی طبا: دولت ورزش را سر کار گذاشت

مصطفی هاشمی طبا، رئیس سازمان تربیت بدنی در دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و دوره اول ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، از جمله این منتقدان است.

آقای هاشمی طبا در یادداشتی که به وب‌سایت خبرآنلاین داده است، ضمن این که مدعی شده دولت با مطرح کردن بحث یک درصد، ورزش را سر کار گذاشت، می‌نویسد: «دولت باید بودجه ورزش را بپردازد و طوری نباشد که رئیس سازمان مجبور شود برود دنبال گرفتن یک درصد و نیم درصد و این مسائل. اگر قرار است به ورزش پول بدهند، خب بدهند. دیگر چرا لقمه را دور سرشان می‌چرخانند؟»

هاشمی طبا در توضیح این مطلب می‌گوید که اگر دولت واقعاً می‌خواهد یک درصد از بودجه سازمان‌های دولتی را به ورزش بدهد، همان موقعی که بودجه‌ را می‌نویسند، باید حساب کنند که یک درصد از بودجه تمام دستگاه‌های دولتی چه قدر می‌شود و آن پول را بگذارند روی بودجه پیشنهادی ورزش.

به اعتقاد رئیس سابق سازمان تربیت بدنی معنای ضمنی چنین طرحی این است که خود دولت نمی‌خواهد چنین بودجه‌ای را به ورزش بدهد. موضوع یک درصد در حقیقت پاسخ منفی محترمانه به درخواست افزایش بودجه ورزش است.

وزیر صنایع در دولت‌های محمدجواد باهنر و میرحسین موسوی، یکی از سازمان‌های دولتی را مثال زده است که تا ۳۰۰ درصد هم افزایش داشته است. اما دولت این افزایش را به طور مستقیم روی بودجه پیشنهادی به مجلس قید کرد، نه این‌ که آن سازمان را بفرستند دنبال پول گرفتن از این اداره و آن وزارتخانه.»

گفتنی است در سریال قهوه تلخ، به کارگردانی مهران مدیری، مسئولیت خزانه به عهده فردی به نام داموس‌الملک است. او ابتدا بودجه را بین درباریان توزیع می‌کند و سهم رعیت را نیز کنار می‌گذارد. اما بلافاصله سهم رعیت را برداشته و به جیب سران حکومت واریز می‌کند!

ماجرای سهم یک درصدی ورزش نیز یادآور تخصیص بودجه توسط داموس‌الملک است.

سهمی ناچیز و غیرمستقیم که باید توسط رئیس سازمان تربیت بدنی و با رایزنی‌ها و مذاکرات، از دستگاه‌های اجرایی گرفته می‌شد، اما همان نیز بعداً لغو شد تا به طور کلی سهمی در میان نباشد!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 5:9  توسط م.م.ف.الف  | 

مدير رسانه‌اي تيم ملي:لابي‌هاي صهيونيستي اجازه حضور رايكارد را در ايران نمي‌دهند!

خسرو والي‌زاده با انتقاد از فضايي كه عليه تيم ملي به وجود آمده گفت: مهم نيست، سرمربي تيم ملي كيست. مهم اين است كه پيروزي يا باخت اين تيم مي‌تواند 80 ميليون ايراني را خوشحال يا ناراحت كند.

مدير رسانه‌اي تيم ملي فوتبال در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي شايعه‌هاي متفاوتي كه در اطراف نيمكت تيم ملي مطرح مي‌شود، عنوان كرد: واقعا براي كساني كه منافع ملي را فراموش كرده‌اند و تنها به دنبال منافع شخصي خودشان هستند، متاسفم. بايد بدانيم كه اهميتي ندارد چه كسي سرمربي تيم ملي است. بلكه نكته مهم اين است كه پيروزي يا شكست تيم ملي مي‌تواند 80 ميليون ايراني داخل يا خارج از ايران را خوشحال يا ناراحت كند.

والي‌زاده افزود: قهرماني تيم ملي مي‌تواند از ابعاد مختلف به كشورمان كمك كند. غير از منافع ورزشي، قهرماني در آسيا مي‌تواند به لحاظ سياسي، اقتصادي و اجتماعي به ما كمك كند اما در حال حاضر برخي افراد دارند به فوتبال ملي خيانت مي‌كنند. متاسفم كه در فاصله 60 ، 70 روز برخي افراد كه مي‌توانند از بين مسئولان، مديران باشگاه‌ها يا رسانه‌ها باشند، در حال خيانت به فوتبال ايران هستند.

وي افزود: قطبي خودش بارها گفته انتقادهاي فني را به جان مي‌خرد و مربيان و كارشناسان مي‌توانند با حضور بر سر تمرين ها و تماشاي بازي‌هاي تيم ملي از نزديك انتقادهاي فني‌شان را طرح كنند. خودم بارها ديده‌ام كه قطبي در جلسات چطور با مربيان ديگر بحث‌هاي چالشي دارد اما وقتي مي‌آيند در فاصله دو ماه تا شروع مسابقه‌هاي بحث بركناري سرمربي تيم ملي را مطرح مي‌كنند، معلوم است كه هدف‌شان چيست.

والي‌زاده با بيان اين كه نمي‌خواهد با نام بردن از كسي حساسيت بيشتري ايجاد كند، گفت: پس از اين كه تيم ملي به جام جهاني نرسيد، در اردوي اتريش با لاتزيو كه صدرنشين اين روزهاي ليگ ايتالياست، مساوي كرد. در چين و كره جنوبي اين حريفان را شكست داديم و در مسابقه‌هاي غرب آسيا تنها برابر كويت بد بازي كرديم. پس از اين نتايج آرامش خوبي حاكم بود. آرامشي كه اگر همچنان وجود داشت، مي‌توانست خيلي به تيم ملي كمك كند اما، متاسفانه حرف و سخن‌هايي تيم ملي را وارد حاشيه كرد. متاسفانه اين دوستان با وجود بيانيه قطبي و اعلام اين كه پس از جام ملت‌ها از تيم ملي كنار خواهد رفت، باز هم بحث را ادامه مي‌دهند و هر روز اسامي مختلفي را به عنوان جانشين قطبي مطرح مي‌كنند.

والي‌زاده با اشاره به مطرح شدن نام فرانك رايكارد براي سرمربي‌گري تيم ملي گفت: اولا شخصا اميدوارم كه قطبي پس از جام ملت‌ها به كارش در تيم ملي ادامه دهد چرا كه حضور او در فوتبال ايران مفيد است. ثانيا اگر قرار باشد پس از جام ملت‌ها فدراسيون جانشيني براي قطبي انتخاب كند، هم فدراسيون و هم ترابيان راه‌هاي قانوني را بلدند و از اين راه‌ها و نه از راه‌هاي دلالي، سرمربي بعدي را انتخاب مي‌كنند. ضمن اين كه لابي‌هاي صهيونيستي در هلند به قدري قوي است كه اجازه نمي‌دهد، مربيان اسم و رسم‌دار وارد فوتبال ايران شوند. آري هان مي‌تواند نمونه خوبي باشد. همه به ياد داريم كه آري هان چطور در دو مقطع پس از مدت كوتاهي كار از تيم ملي و پرسپوليس جدا شد.

وي در پايان گفت: بهتر است در اين روزها كه فاصله تقريبا كوتاهي تا شروع جام ملت‌هاي آسيا داريم، به جاي پرداختن به مسائل حاشيه‌اي همه با هم به فكر موفقيت تيم ملي باشيم و بدانيم كه قهرماني تيم ايران مي‌تواند همه ملت ايران را شاد كند.

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1645155&Lang=P

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 16:17  توسط م.م.ف.الف  | 

کارنامه ورزشی محسن صفایی فراهانی

مهندس محسن صفائی فراهانی،رئیس هیئت اجرائی جبهه مشارکت، تنها یک سیاستمدار و یک مدیر اقتصادی موفق در سه دهه گذشته نبوده است. در کارنامه او یکی از درخشان ترین دوره های مدیریت ورزشی برای فوتبال ملی ایران نیز ثبت است. یکبار عادل فردوسی پور شناخته شده ترین کارشناس رسانه ای فوتبال ما و مجری پرطرفدار برنامه "نود" در مقاله ای که در مجله "فوتبال دنیا / ورلد ساکر" منتشر ساخت، صفائی فراهانی را بازیگردان اصلی این ورزش در کشور دانست و نوشت: "در زمان او فوتبال ایران به سوی حرفه ای شدن واقعی حرکت کرد."

حالا این "بازیگردان" درزندان است. یک هفته پس از چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به زندان رفته،اینک یک سال از دوره شش ساله حبس تعزیری خود را سپری ساخته و پنج سال دیگر باید در "اوین" بماند. برای اینکه جایش در کمیته اجرائی کنفدراسیون فوتبال آسیا خالی و عاطل نماند، استعفا نامه ای نوشته و برای "محمد بن همام" رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا (آ.اف.سی) فرستاده و کناره گیری خود را از عضویت در این کنفدراسیون اعلام داشته تا کسی دیگر بتواند جایش را بگیرد و کار کند. اما بعید می نماید که چهره جدید، رئیس کنونی فدراسیون فوتبال ایران (علی کفاشیان) باشد، چرا که نه فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) و نه کنفدراسیون فوتبال آسیا، فدراسیون کفاشیان را چندان مورد کفایت نمیداند.

 

پس از "توانیر" در فدراسیون فوتبال

صفائی فراهانی که در دو دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی به مدت هشت سال مدیر عامل شرکت "توانیر" در وزارت نیرو بود، در دولت سید محمد خاتمی به مدیریت های ورزشی روی آورد و عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال شد. او که چهره ای کار آمد شناخته می شد، نمی توانست با مدیریت محافظه کارانه داریوش مصطفوی که چهار سال قبل از او ریاست فدراسیون را بر عهده داشت، کنار بیاید. از اینرو خود ریاست فدراسیون فوتبال را برعهده گرفت و با افزایش بودجه آن و برنامه ریزی هماهنگ برای برگزاری لیگ برتر، عملا فوتبال ایران را به سوی حرفه ای شدن پیش برد.

صفائی فراهانی از آذرماه 76 تا شهریور 81 ریاست فدراسیون فوتبال را بر عهده داشت. وقتی تیم ملی ایران نتوانست به جام جهانی فوتبال 2002 راه پیدا کند، از این سمت کناره گرفت تا محمد دادکان به جایش بنشیند. برنامه ریزیهای دوره صفائی برای انجام مرتب لیگ برتر و لیگ یک فوتبال، راه را برای راه یابی به جام جهانی فوتبال هموار کرده بود و تیم ملی ایران توانست در تاریخ عضویت شصت ساله اش در "فیفا" برای سومین بار در سال 2006 به جام جهانی راه پیدا کند.

اما تیم پرستاره ایران و فدراسیون دادکان نتوانست در جام جهانی انتظارها را برآورده کند و در همان دور اول حذف شد. کارشناسان این شکست را نه حاصل بی تدبیری و کم کاری فدراسیون، بلکه حاصل بی برنامگی ورزش ایران و محمد علی آبادی بر سازمان تربیت بدنی می دانستند. دادکان را که چندان سنخیتی با دولت نداشت، از کار برکنار کردند و احمدی نژاد از علی آبادی خواست که خود ریاست فدراسیون فوتبال را با حفظ سمت بر عهده بگیرد تا دولت بتواند با دست بردن در اساسنامه این پرطرفدارترین ورزش کشور، آنرابرخلاف مقررات فدراسیون جهانی، خود تحت سلطه داشته باشد.

فدراسیون فوتبال کشورهای مختلف بر خلاف دیگر ورزشها، زیر نظر مستقیم فدراسیون جهانی کار می کنند. از اینرو بعد از کنار گذاشتن "دادکان" از ریاست فدراسیون، "فیفا" و کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کردند که اساسنامه فدراسیون ایران را به رسمیت نمی شناسند و مدتی مهلت دادند که این اساسنامه درست شود و گرنه عضویت ایران در فدراسیون جهانی به حالت تعلیق در خواهد آمد. در این مدت بنا به خواست این دو نهاد بین المللی، محسن صفائی فراهانی عهده دار ریاست "کمیته انتقالی" در فدراسیون فوتبال شد و به مدت چند ماه مدیریت این ورزش را در کشور برعهده گرفت. او در این مدت با اجرای مقررات "فیفا" نگذاشت که علی آبادی بتواند عهده دار ریاست فدراسیون فوتبال شود. در این مدت کیومرث هاشمی از تیر 85 تا دی 86 به مدت یکسال و نیم سرپرست فدراسیون بود که باید زیر نظر کمیته انتقالی کارها را به سامان برساند و پس از آن علی کفاشیان به این سمت انتخاب شد.

 

سه دوره در کنفدراسیون فوتبال آسیا

صفائی فراهانی در سال 1998 که رئیس فدراسیون فوتبال ایران شد، به عضویت کمیته اجرائی کنفدراسیون فوتبال آسیا هم درآمد و در دو دوره بعد یعنی انتخابات 2002 و 2007 نیز با وجود اینکه مسئولیتی در ورزش کشور نداشت، این پست مهم بین المللی را توانست حفظ کند. فدراسیون جهانی و کنفدراسیون آسیائی فوتبال با شناختی که از او داشتند، صفائی فراهانی را به ریاست کمیته انتقالی و نظارت بر تدوین اساسنامه انتخاب کردند. در این مدت سازمان تربیت بدنی به ریاست محمد علی آبادی هر چه توانست در کارهای او کار شکنی کرد. صفائی از برخی از این کارشکنی ها و تخلفات، در گفت و گوئی که دوشنبه سوم دیماه 1386 با فروسی پور در برنامه "نود" داشت پرده برداشت.

علی آبادی چند روز قبل از آن، از نامزدی برای کسب پست ریاست فدراسیون فوتبال انصراف داده و گفته بود که رئیس جمهوری به او تکلیف کرده بود که این پست را در اختیار بگیرد و حالا تکلیف کرده که منصرف شود. صفائی با استناد به همین گفته، در مورد دخالت مستقیم دولت در انتخابات فدراسیون در برنامه نود گفت: "بن همام (رئیس کنفدراسیون آسیا) و سپ بلاتر(رئیس فیفا) به من گفتند که باید تو در کمیته انتقالی باشی و یا اینکه تیمی را از خارج می‌آوریم و من بخاطر حفظ منافع ملی پذیرفتم. اما آقايان در تربیت بدنی بعد از همه اين مسايل از من می خواستند تا در اجلاس کوالالامپور، برای برگزاری انتخابات تاييديه بگيرم. گفتم: مگر می‌شود که ما در اينجا مدام توافق کنيم و تاييديه بگيريم و شما دوباره در داخل کشور خلاف توافقات عمل کنيد؟ سخنگوی سازمان تربيت بدنی می‌گويد که آقای علی‌آبادی بر اساس تکليف به عرصه انتخابات فدراسيون فوتبال آمد و بر اساس تکليف هم رفت. مساله همين جاست. پس از اعلام رييس جمهوری که در تلويزيون گفت من خواستار نامزدی علی‌آبادی بودم، فيفا با من تماس گرفت. می‌گفتند رييس دولت ايران رسما اعلام می‌کند که دستور ورود و خروج را به نامزد اصلی انتخابات داده است. می‌پرسيدند که دولت بيش از اين چه مداخله‌ای می تواند در امور فدراسيون بکند؟ اين حرف خودش، مصداق انتقادات فيفا بود."

احمدی نژاد در مناظره 13 خرداد 1388 خود با میرحسین موسوی نامزد اصلاح طلبان دوم خردادی، وی را به فساد اقتصادی متهم کرد. صفائی روز بعد آمادگی خود را برای مناظره مستقیم با احمدی نژاد در این مورد اعلام کرد که به آن توجهی نشد. یک هفته پس از 22 خرداد بازداشت شد. چندی پیش پسرش در نامه ای خطاب به پدر نوشت: "...نيازي نيست که بگويمت دل قوي دار که ما هم قوي و باروحيه منتظرت نشسته ايم. نشسته که نه، ايستاده ايم. البته سوالي برايم مانده که بايد وقتي ديدمت از تو بپرسم. هميشه مي گفتي که بايد ماند و نرفت و کشور را ساخت. تو که با عشق به اسلام واقعي و راستين، امام و مردم اين ميهن پهناور، چنين کردي. اما به من بگو که پس از ديدن آنچه بر تو و دوستانت مي رود، انتظار داري من هم چنين به نسل هاي بعدتر از خود بگويم؟ چگونه توانم گفت به چيزي که خودم هم باورم نمي آيد ديگر؟"

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 14:19  توسط م.م.ف.الف  | 

نتایج مدیریت كفاشیان، تاج و نبی؛استقبال از روزهای تلخ فوتبال ایران با فروریختن پایه‏ هایی كه دادكان

با این اوضاع باید از هم اكنون انتظار روزهایی را كشید كه با پیروزی بر تیم های درجه سه آسیا همچون بحرین، اشك شوق در دیدگانمان جاری شود و بابت این پیروزی حماسه سرایی كنیم.

فدراسیون فوتبال ایران كه با عملكرد ضعیف تیم ملی در چند سال اخیر، بر روی نتایج فوتسال و فوتبال جوانان و نوجوانان مانور می‏داد و برخی مدیران غیرفوتبالی اش مدعی فعالیت پایه‏ای و آینده سازی، طی هفته های اخیر در هر سه بخش مورد اشاره نیز ناكام ماند و پس از ناكامی شاگردان حسین شمس در گراندپریكس برزیل، نوبت به تیم‏های ملی جوانان و نوجوانان رسید تا به ترتیب در مسابقات آسیایی حذف شوند و فوتبال كشورمان تلخ ترین روزهای خود كه امیدهای آینده اش نیز از دست رفته تلقی می‏شود را پیش رو داشته باشد.

به گزارش سرویس ورزشی آینده؛ هنگامی كه شاگردان علی دوستی مهر در سال 2008 با كسب نخستین قهرمانی در این مسابقات، طلسم ناكامی‌های ایران در به دست آوردن جام قهرمانی نوجوانان در قاره كهن را شكستند و تا حدودی فشار افكارعمومی به واسطه ناكامی ‏های تیم ملی بزرگسالان نسبت به ایشان كاهش یافت، این مهدی تاج، نایب رئیس فدراسیون بود كه یك باره پس از این قهرمانی، مربی تیم ملی را ارتقاء جایگاه داد و به رده جوانان فرستاد تا با این شیوه مدیریت، آخرین سنگ بنای صحیح باقی مانده از دوران دادكان در فدراسیون فوتبال نیز در معرض نابودی قرار گیرد.

پس از این ناكامی، همه مسئولیت بر گرده علی دوستی ماند و سكوت در فدراسیون فوتبال حكمفرما شد؛ همان سكوتی كه پس از ناكامی تیم ملی فوتسال تكرار شد و عدم مدیریت صحیح در تیم ملی فوتسال و درگیری‏های داخلی میان كادر فنی و برخی بازیكنان بالاخره آثار منفی اش را به قدرت فوتسال آسیا و جهان منتقل كرد و باعث شد تیم ایران نتواند در گراند پریكس برزیل در حد انتظار نتیجه بگیرد.

این سكوت تلخ كه در زمان پیروزی‏ها، جای خود را به حس مسئولیت پذیری و پاسخگویی می‏دهد و مسئولان فدراسیون فوتبال را وامی‏دارد برای قراردادن خودشان در صدر علل موفقیت یك تیم پایه سر و دست بشكنند، دیشب دوباره عمیق تر شد و این یعنی فدراسیون فوتبال بار دیگر بد عمل كرد.

حذف ایران و شادی عرب‏ها

تیم ملی نوجوانان ایران كه برای تكرار قهرمانی این بار به جای علی دوستی مهر، با هدایت اكبر محمدی راهی مسابقات قهرمانی آسیا شده بود، حتی نتوانست به جمع هشت تیم برتر راه یابد و شب گذشته در آخرین دیدار مرحله گروهی، برابر سوریه متوقف شد تا با توجه به آن كه تیم ایران در دیدار نخست با حساب 5 بر یك عمان را شكست داده بود و در دیدار دوم با نتیجه 2 بر صفر مغلوب كره شمالی شده بود، با 4 امتیاز حذف شود و ثمره پشتوانه سازی فدراسیونی كه امثال كفاشیان، تاج و نبی اداره اش می‏كنند، عینیت پیدا كند.

هنوز روزهایی كه با قهرمانی تیم‏های پایه ایران همزمان با شكست تیم بزرگسالان، همین آقایان صف می‏شدند و این نتایج را محصول عملكرد خودشان برمی‏شمردند، به فراموشی سپرده نشده است؛ روزهایی كه كارشناسان تاكید داشتند نتایج سال 2008 تیم های ملی ایران محصول عملكرد تیم مدیریتی و فنی دادكان و پیش از او بوده و میوه مدیریت این گروه حاضر در فدراسیون را باید دو سال بعد چید.

هم اكنون این میوه خراب به منتها الیه رشدش رسیده و فوتبال ایران ایامی را سپری می‏كند كه نه در رده بزرگسالان با قطبی امیدی برای قهرمانی آسیا دارد، نه در رده امیدها با پیروانی شانسی برای طلایی شدن در گوانگ جو قابل تصور است و نه دیگر فوتبال پایه ای مانده است.

حالا دیگر به استقبال روزهای سیاه فوتبال ایران می‏رویم؛ روزهایی كه قرار است توسط نوجوانان و جوانان ملی پوش حال حاضر، سرنوشت تیم ملی بزرگسالان رقم بخورد و طبیعی است با این اوضاع باید از هم اكنون انتظار روزهایی را كشید كه با پیروزی بر تیم های درجه سه آسیا همچون بحرین، اشك شوق از دیدگانمان جاری شود و بابت این پیروزی حماسه سرایی كنیم؛ شاید آن روزها كارشناسان منتقد و رسانه‏های ورزشی اش قابل خریدن نباشند و آنچه این روزها بر سر فوتبال ملی ایران می‏آید بازخوانی كنند كه در این صورت قطعاً با بدترین ادبیات از مدیران فعلی فدراسیون فوتبال كه به هیچ عنوان قصد كنار كشیدن ندارند، یاد خواهند نمود.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 14:7  توسط م.م.ف.الف  |